رشيد الدين فضل الله همدانى

71

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

جهت فال و نام را بد باشد ، و مردم گويند كه پى تومان خان « 1 » مبارك نبود كه گوسفندان طوى ضايع شد . پس طوى آغاز كردند و هفت شبانروز به طوى مشغول بودند . هر روز نود گوسفند و نه ماديان طوى مىكردند . بعد از آن قورقوت « 2 » در ميان آمد و با تومان خان گفت كه چون پدر تو نماند كنكاش كرده نيابت پادشاهى ، چون تو هنوز خرد بودى به كول‌اركى خان « 3 » داديم تا وقتى كه تو بزرگ گردى ؛ در اين وقت چون تو بزرگ شدى و به مباركى بدين مقام رسيدى ، و كول‌اركى خان پير شده است و امروز و فردايى مانده ، اگر در اين وقت او را از كار باز دارى ، خلق او را سرزنش كنند و موجب خلاقت او باشد ، و از بزرگى و خداوندى تو اين معنى بديع و غريب باشد . مصلحت آن است كه تو دختر او را بستانى ، و او خزاين و اموال به تو دهد . بعد از چند روز كه او درگذرد ، هر آينه تخت از آن تو است . چون تومان خان دختران او را در ميان طوى ديده بود به وقت آن كه كاسه مىگرفتند ، دخترى را اختيار كرد و او را بخواست ، و به سبب آن يك ماه طوى و عشرت و تماشا كردند . چون مدّتى برآمد ، و خرگاه او را در پيش خانه‌ها زده بودند ، روزى تومان بر تخت خفته بود . آواز زنى به گوش او آمد كه از بيرون مىگذشت كه پسر اينه خان « 4 » ، اورجه خان « 5 » گفته است كه دختر كول‌اركى خان كه تومان خان ستده است ، اوّل من دل [ در ] آن داشتم كه او را بستانم ؛ چون او به ميان درآمده است و ستده ، مىخواهم رفتن تا با او جنگ كنم و آن دختر را باز گيرم . تومان خان از استماع اين سخن غفلت بر خود نپسنديد ، و در حال برخاست و لشكر را طلب داشت و جمع كرد و به جنگ اورجه رفت . چون آنجا رسيد اينه خان پيش آمد ، و پسرش اورجه برابر آمد به جنگ تومان خان ،

--> ( 1 ) . Tum n - H n ( 2 ) . Qurqut ( 3 ) . Kul'Arki - H n ( 4 ) . n , h H n ( 5 ) . Urg . h H n